در حالی که گام به گام به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نزدیک می شویم، گمانه زنی ها نیز رو به افزایش است. گمانه زنی هایی که بدون توجه به هویت آرمانخواه امت اسلامی و تنها با لحاظ کردن سلایق و برداشت های شخصی بیان و مطالبه می شود. این درحالی است که کار بسیار راحت تر از آن است که برخی می اندیشند. برای احصای شاخص های کاندیدای اصلح، قوانین مربوطه، سخنان امام خمینی (رحمت الله علیه)، سخنان امام خامنه ای (مد ظله العالی) و تجربه های این سی و چهار سال به راحتی ما را راهنمایی خواهد کرد.
زمانی که قانون اساس رجلیت سیاسی و مذهبی را بیان می کند به طور قطع آن هایی که در میان سیاست مداران و اسلام شناسان برجسته نیستند، آن هایی که سیاسی هستند و مذهبی نیستند و یا مذهبی هستند و از سیاست هیچ اطلاعی ندارند نمی توانند در اندیشه آرمانی امت جایی داشته باشند.
زمانی که قانون اساسی مدیر و مدبر بودن را به عنوان شاخص مطرح می کند، به معنی آن است که تجربه موفق مدیریت کلان وی باید برای شورای نگهبان محرز باشد و در آزمون های سیاسی و اجتماعی گذشته توان مدیریتی خود را و میزان خدمت رسانی اش به انقلاب را نشان داده باشد.
آنگاه که از حسن سابقه، امانت و تقوی سخن به میان آورده آنها که در سوابق خود موضع گیری های غلط و مخالف با آرمانهای انقلاب داشته اند قطعا مردود هستند. آنها که در زمان تصدی پست های دیگر از اموال دولتی به صورت نا صحیح استفاده کرده اند و آنهایی که در کلام خود تقوا نداشته و هر سخن نا صواب، تهمت و حتاکی را روا دانسته اند چگونه می تواند رئیس جمهور آینده کشور اسلامی ما باشد؟
و با معیار مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور، تمام آن هایی به ولایت مطلقه فقیه، ارزش شهادت، سیاست صدور انقلاب اسلامی و آرمان حمایت از پا برهنگان و مستضعفین و استکبار ستیزی ایمان ندارند لایق خدمت به ملت غیور ایران را نداند آن ها که ولایت را دوست خود می دانند نه امام خود، معتقند خرمشهر را آنها آزاد کرده اند، نه خدا، انقلاب و انقلابی گری را حتی در ایران از رده خارج می دانند چه رسد به صدور آن، پا برهنگان و مستضعفین را مردمانی بی سواد و گدا پیشه میدانند و تنها نخبگان یا همان اشراف عصر مدرن را عاقل و لایق می پندارند و در نهایت استکبار ستیزی را توهم توطعه می نامند و می گویند باید کدخدای جهان (آمریکا نه خدا) دوست بود، با چه استدلالی خود را مدافع انقلاب، قانون اساسی و سخنگوی امت اسلامی ایران می دانند؟
امامان فرمودند: «باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند، همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ما یک سیلی خوردیم از اشتباه، ما همه این نابسامانیهایی که الآن داریم برای اینکه اشتباه کردیم، نباید اشتباه تکرار بشود. دنبال این باشید که یک نفر صد در صد مکتبی، اسلامی، در خط اسلام، برای ریاست جمهور انتخاب کنید. همه گروهها و همه جمعیتها، همه علمای بلاد و همه مردم بلاد باید در این امر حیاتی که اگر اشتباه باز بکنیم، باز بعد از چندی باید یک عزلی پیش بیاید و دوباره از سرگرفتار بشود، باز اشتباه نکنیم.»
آیا به یاد می آوریم امام به چه کسی و چه جریانی اشاره می کنند؟ آیا به یاد می آوریم که چه کسی و چه جریان هایی به اسلام و به انقلاب سیلی زدند؟ بازخوانی تنها همین سخن امام و نه بسیاری شاخص های دیگر ایشان، انتخاب اصلح را بسیار راحت خواهد کرد.
از خصائص شخص بنی صدر و آنهایی که به دنبال او بودند، کار هایی مانند لشکر کشی خیابانی و استفاده از آشوب های خیابانی، حرف هایی مانند لقب مسلمان نما و حزب اللهی نما دادن به مدافعان انقلاب و ولایت، افکاری مانند جدایی دین از سیاست و تنش زدایی با مستکبرین و توهماتی مانند حمایت امت از یک نفر و نه از آرمان ها و شاخص های ولایت بود.
اینگونه است که صد در صد مکتبی بودن، صد در صد اسلامی اندیشیدن، صد در صد در خط اسلام عمل کردن معیار و شاخصی است بنیان گذار انقلاب و امام امت برای همیشه به ما می دهند تا دوباره اسلام سیلی نخورد.
اما آیا در دوران جنگ کاری نکردند که امام جام زهر بنوشد؟ آیا در دوران سازندگی اسلام گفته بود که باید مستضعفین لای چرخ دنده های توسعه له شوند، فرزندان مردم کارگری کنند و آقا زاده ها در لندن تحصیل و عیش کنند؟ آیا در دوران اصلاحات اصل اسلام را عامل عقب ماندگی جامعه نخواندند و همین اسلام ستیزان تمام عرصه حکومت را در دست نگرفتن و هر جوان ولایت مداری را میمونی مقلد و چماق به دستی ساندیس خور خطاب نکردند؟ و آیا در دوران حکومت انحرافی ها تمام شعار های عدالت طلبی، استکبار ستیزی و ولایت مداری را به سهم باند بازی ها و حلقه سازی ها، خالی کردن پشت خط مقاومت و عناد ولایت تبدیل نکردند؟
چگونه انتظار است کسانی که با اشرافیت، سنگ بنای انحراف در ایران اسلامی را گذاشت، کسانی که در کنار خائنین تجدید نظر طلب به پابوسی جاسوسان آمریکایی رفتند، کسانی که امید امت اسلامی ایران را نا امید کردند، کسانی که دستآورد های گذشته را ضعف های ایران و ضعف های گذشته را راه نجات ایران می دانند می توانند خود را انقلابی بدانند؟
مقام معظم رهبری نیز در سخنرانی های مختلف مکرر شاخص های اصلح را در کنار توجه دادن به ضرورت شرکت در انتخابات بیان کرده اند که به صورت تیتر وار به برخی از آنها اشاره می شود. این شاخص ها به قدری واضح است که احتیاج به هیچ توضیح مضاعفی ندارد.
« مردمی بودن، خالص، مؤمن، متدین و انقلابی بودن»، « معتقد به مبانی اسلام و انقلاب و به راه امام و به استقلال کشور بودن»، « با روحیه و با نشاط و با امید و با قوت باشد»، « خدوم، امتحان داده، با كفايت، برنامهدار، خوشنام و جوانگرا باشد»، « متدين، امين، معتقد به عدالت اجتماعى - استقرار عدالت در سرتاسر كشور - متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقهاى از طبقات مسئولين، معتقد به عزت جمهورى اسلامى، مردم بايد كسانى را انتخاب كنند كه به كانون هاى ثروت و قدرت متصل نباشند»، « با تقوا باشد، بداند كه در كشور محروميت هست و سعى و همّت او باشد كه رفع محروميت كند. بايد ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى بهشدّت و بهجد، از بُندندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند»، « متديّن، كارآمد، دلسوز (بخصوص طبقات محروم) و شجاع باشد»، « بهترين از لحاظ ايمان، بهترين از لحاظ اخلاص و امانت، بهترين از لحاظ ديندارى و آمادگى براى حضور در ميدانهاى انقلاب»، « دردشناسترين و دردمندترين نسبت به نيازهاى مردم»، « شاخص اين است كه شعارهاى انقلاب بايستى به وسيلهى مسئولين و منتخبين ما روز به روز زندهتر شود. اين شاخص است»، « علاج دردهاى اين ملت و وسيلهى رسيدن به آرمانهاى اين ملت، شعارهاى انقلاب است، اينها بايد حفظ شود. آن كسانى كه با اين شعارها به معناى حقيقى كلمه مخالفند، دشمنِ اين شعارهايند؛ اينها نبايد در مراكز تصميمگيرى واقع بشوند»، « معتقد به توانائيهاى ملى باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد، بايد هوشيارى بخرج داد»، « از دورو ها و دو رنگها و ظاهر باطن مختلفها بايستى ترسيد»، « بر طبق وجدانشان، بر طبق دينشان، بر طبق وظائف انقلابىشان عمل كنند»
چگونه می شود که برخی با این همه معیار و شاخص باز هم راه را گم می کنند و با سوء استفاده از مشکلات اقتصادی مردم، می خواهد قطار انقلاب را متوقف کنند؟



